خرید بک لینک

اگر کنن کفنم به خاک اگر بدنم
تو سرنوشت منی اگر چه بی تو منم

قضا چه میشد اگر همای دل تو شوی
مگر نه اینکه مرا عطش به این شدنم

تو گل به خاک منو به کام آن دگری
کویر خسته دلی به حسرت چَمنم

نباشی ام نشدم ، میان این همه کَس
اسیر بی کِسَمُ و وجود تو وطنم.

پناه من شده این کاغذ و دفتر من
بیا و از قلمم شنو تو این سخنم

به داد دل برسی تا که نفس بدمی
قبل ز اینکه به خاک پُر شود این دهنم

برچسب: نویسنده: کیان سامانی تاريخ: دوشنبه 19 اسفند 1398 ساعت: 12:16

حسرت روی تو دلدار مرا میکشد امروز من در تو پریشانم و تو تشتنه ی دیروزمن روی خوش خاطر افسرده ی خویشوتو خسته ی نیرنگ رفیقی که نه دلسوز.ای خودساخته ی بر شانه ی تقدیر.خود در تو عقابی بر این

برچسب: نویسنده: کیان سامانی تاريخ: دوشنبه 19 اسفند 1398 ساعت: 12:16

معنای من در حسرت اجبار اعجاز تو بودمجبور با خود کردی ام اما تو خود رفتی چه زودپوشاندی ام با رخت عشق با واژهای عاشقیاما ندانستم تنم گشته ز نیرنگت کبود.ترس مرا خنداندی و ترسیدی از خندیدنماز دیگرانم ران

برچسب: نویسنده: کیان سامانی تاريخ: دوشنبه 19 اسفند 1398 ساعت: 12:16

صداقت در رگ احساس من جریان دارد
وجودم همچنان بر پاکی ات ایمان دارد.

تو که آب زلالی بر حیات سرنوشتم
مگر بی آب حیات و زندگی امکان دارد

کسی را عاشق و دیوانه گویند
که در قالب نشانی از کمی انسان دارد

به آن دلبند که زلال و عاشقانه
نه آنکه فکرتی گندیده و عریان دارد

یکی درد و یکی راز و یکی عشق
یقینأ هر کسی در سینه اش پنهان دارد

به هر عهدی که بستم با تو سوگند
که قلب عاشقم یک فاصله، برهان دارد

برچسب: نویسنده: کیان سامانی تاريخ: دوشنبه 19 اسفند 1398 ساعت: 12:16

سلام حس خوب دلبستگیهایم سلامبغض بی تاب نگهدارنده بغضم سلامدلشکسته حاصل وابستگیهای غریببا همه تن خستگیهایم بگو با من سلامسخترین بودن میان آرزوهای عجیندر تو جا مانده تمامم ای خداحافظ سلاممشکل مشکل گشا د

برچسب: نویسنده: کیان سامانی تاريخ: دوشنبه 19 اسفند 1398 ساعت: 12:16

بی غزل جانم نمیگیرد کمی آرامشیغیر از این با خاطراتت ني توانم سازشیشاعرم کردی خوشا که غیر از اینرو به پایانم برد این حالت فرسایشییاد تو گشته غزل بر دفتر درماندگیبا همین درماندگی هم حضرت آسایشی.رفتی و ب

برچسب: نویسنده: کیان سامانی تاريخ: دوشنبه 19 اسفند 1398 ساعت: 12:16

صفحه بندی